عشق من عاطفه
Ùx83د Ùx85Ùx88سÙx8aÙx82Ùx8a براÙx8a Ùx88بÙx84اگ
|
||
|
|
||
|
بازدÛx8cد اÙx85رÙx88ز : |
||
نگاهم کرد و پنداشتم دوستم دارد. نگاهم کرد، در نگاهش هزاران شوق
عشق را خواندم. نگاهم کرد، دل به او بستم. نگاهم کرد، اما بعد ها
فهمیدم که فقط نگاهم می کرد!
موقعی که می خواستمت می ترسیدم نگات کنم، موقعی که نگات
کردم ترسیدم باهات حرف بزنم، موفعی که باهات حرف زدم ترسیدم
نازت کنم، موقعی که نازت کردم ترسیدم عاشقت بشم، حالا که
عاشقت شدم می ترسم از دستت بدم

هر جا دلت شکست قبل رفتن خودت جاروش کن تا هر ناکسی منت
دستای زخمیشو رو سرت نذاره
هیچوقت تو زندگی دنبال کسی نباش که بتونی با اون زندگی کنی بلکه
به دنبال کسی باش که بدون اون نتونی زندگی کنی...
به من می گفت: انقدر دوستت دارم که اگر بگویی بمیر، میمیرم... باورم
نمی شد... فقط یک امتحان ساده به او گفتم بمیر... سال هاست در
تنهایی پژمرده ام... کاش امتحانش نمی کردم...
کاش می شد سرزمین عشق را در میان گام ها تقسیم کرد. کاش می
شد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهیم کرد. کاش می شد با دو
چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد. کاش می شد با پری از برگ
یاس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد...
برچسب:
نویسنده: AAA